خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نرفت تا تو برفتی خیالت از نظرمبرفت در همه عالم به بی دلی خبرم
۲
نه بخت و دولت آنم که با تو بنشینمنه صبر و طاقت آنم که از تو درگذرم
۳
من از تو روی نخواهم به دیگری آوردکه زشت باشد هر روز قبله دگرم
۴
بلای عشق تو بر من چنان اثر کردهستکه پند عالم و عابد نمیکند اثرم
صفحهٔ ۱ از ۳