شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۳۸۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باز از شراب دوشین، در سر خمار دارموز باغِ وصلِ جانان، گل در کنار دارم
۲
سرمست اگر به سودا برهم زنم جهانیعیبم مکن که در سر سودای یار دارم
۳
ساقی بیار جامی کز زهد توبه کردممطرب بزن نوایی کز توبه عار دارم
۴
سیلابِ نیستی را سر در وجود من دهکز خاکدان هستی بر دل غبار دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth