شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۰۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
وه که در عشق چنان می‌سوزمکه به یک شعله جهان می‌سوزم
۲
شمع وش پیش رخ شاهد یاردم به دم شعله‌زنان می‌سوزم
۳
سوختم گر چه نمی‌یارم گفتکه من از عشق فلان می‌سوزم
۴
رحمتی کن که به سر می‌گردمشفقتی بر که به جان می‌سوزم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth