شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یک روز به شیدایی، در زلف تو آویزمزان دو لبِ شیرینت، صد شور برانگیزم
۲
گر قصد جفا داری، اینَک من و اینَک سرور راه وفا داری، جان در قدمت ریزم
۳
بس توبه و پرهیزم، کز عشق تو باطل شدمِن‌بَعد بدان شرطم، کز توبه بپرهیزم
۴
سیمِ دل مسکینم، در خاک درت گم شدخاک سر هر کویی، بی‌فایده می‌بیزم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth