شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من بی‌مایه که باشم که خریدار تو باشمحیف باشد که تو یار من و من یار تو باشم
۲
تو مگر سایه لطفی به سر وقت من آریکه من آن مایه ندارم که به مقدار تو باشم
۳
خویشتن بر تو نبندم که من از خود نپسندمکه تو هرگز گل من باشی و من خار تو باشم
۴
هرگز اندیشه نکردم که کمندت به من افتدکه من آن وقع ندارم که گرفتار تو باشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth