شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم؟به طاقتی که ندارم کدام بار کشم؟
۲
نه قوتی که توانم کناره‌ جُستن از اونه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم
۳
نه دست صبر که در آستین عقل برمنه پای عقل که در دامن قرار کشم
۴
ز دوستان به جفا سیرگَشت مردی نیستجفای دوست، زنم گر نه مردوار کشم!
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth