خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا تو به خاطر منی کس نگذشت بر دلممثل تو کیست در جهان تا ز تو مهر بگسلم
۲
من چو به آخرت روم رفته به داغ دوستیداروی دوستی بود هر چه بروید از گلم
۳
میرم و همچنان رود نام تو بر زبان منریزم و همچنان بود مهر تو در مفاصلم
۴
حاصل عمر صرف شد در طلب وصال توبا همه سعی اگر به خود ره ندهی چه حاصلم
صفحهٔ ۱ از ۳