شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بار فراق دوستان بس که نشست بر دلممی‌روم و نمی‌رود ناقه به زیر محملم
۲
بار بیفکند شتر چون برسد به منزلیبار دل است همچنان ور به هزار منزلم
۳
ای که مهار می‌کشی صبر کن و سبک مروکز طرفی تو می‌کشی وز طرفی سلاسلم
۴
بارکشیده‌ی جفا پرده دریده‌ی هواراه ز پیش و دل ز پس واقعه‌ایست مشکلم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth