شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما دگر کس نگرفتیم به جای تو ندیمالله الله تو فراموش مکن عهد قدیم
۲
هر یک از دایرهٔ جمع به راهی رفتندما بماندیم و خیالِ تو به یک جایْ مُقیم
۳
باغِبان گر نگشاید در درویش به باغآخر از باغ بیاید بر درویش نسیم
۴
گر نسیم سحر از خلق تو بویی آردجان فشانیم به سوغات نسیم تو نه سیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth