خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۴۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به روی دوستان از بوستان آسودهایمگر بهار آید وگر باد خزان آسودهایم
۲
سروبالایی که مقصود است اگر حاصل شودسرو اگر هرگز نباشد در جهان آسودهایم
۳
گر به صحرا دیگران از بهر عشرت میروندما به خلوت با تو ای آرام جان آسودهایم
۴
هر چه در دنیا و عقبی راحت و آسایش استگر تو با ما خوش درآیی ما از آن آسودهایم
صفحهٔ ۱ از ۳