شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمرها در پی مقصود به جان گردیدیمدوست در خانه و ما گِرد جهان گردیدیم
۲
خود سراپرده قدرش ز مکان بیرون بودآن که ما در طلبش جمله مکان گردیدیم
۳
همچو بلبل همه شب نعره زنان تا خورشیدروی بنمود، چو خفاش نهان گردیدیم
۴
گفته بودیم به خوبان که نباید نگریستدل ببردند و ضرورت نِگران گردیدیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth