شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذار تا مقابل روی تو بگذریمدزدیده در شمایل خوب تو بنگریم
۲
شوق است در جدایی و جُور است در نظرهم جُور بِهْ که طاقتِ شوقت نیاوریم
۳
روی ار به روی ما نکنی، حکم از آن توستبازآ که روی در قدمانت بگستریم
۴
ما را سَری‌ست با تو که گر خلق روزگاردشمن شوند و سَر برود هم بر آن سَریم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth