شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر غصهٔ روزگار گویمبس قصهٔ بی‌شمار گویم
۲
یک عمر هزار سال بایدتا من یکی از هزار گویم
۳
چشمم به زبان حال گویدنی آن که به اختیار گویم
۴
بر من دل انجمن بسوزدگر درد فراق یار گویم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth