شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای به دیدار تو روشن چشم عالم‌بین منآخرَت رحمی نیاید بر دل مسکین من؟
۲
سوزناک افتاده چون پروانه‌ام در پای توخود نمی‌سوزد دلت، چون شمع بر بالین من
۳
تا تو را دیدم که داری سنبله بر آفتابآسمان حیران بماند از اشک چون پروین من
۴
گر بهار و لاله و نسرین نروید گو «مروی»پرده بردار ای بهار و لاله و نسرین من
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth