شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبحم از مشرق برآمد باد نوروز از یمینعقل و طبعم خیره گشت از صنع رب العالمین
۲
با جوانان راه صحرا برگرفتم بامدادکودکی گفتا تو پیری با خردمندان نشین
۳
گفتم ای غافل نبینی کوه با چندین وقارهمچو طفلان دامنش پرارغوان و یاسمین
۴
آستین بر دست پوشید از بهار برگ شاخمیوه پنهان کرده از خورشید و مه در آستین
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth