شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من از دست کمانداران ابرونمی‌یارم گذر کردن به هر سو
۲
دو چشمم خیره ماند از روشناییندانم قرص خورشید است یا رو
۳
بهشت است این که من دیدم نه رخسارکمند است آن که وی دارد نه گیسو
۴
لبان لعل چون خون کبوترسواد زلف چون پر پرستو
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth