شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۴۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا که در غم عشقت مشوشم بی‌توبیا ببین که در این غم چه ناخوشم بی‌تو
۲
شب از فراق تو می‌نالم، ای پری‌رخسار!چو روز گردد گویی در آتشم بی‌تو
۳
دمی تو شربت وصلم نداده‌ای، جانا!همیشه زهر فراقت همی چِشَم بی‌تو
۴
اگر تو با منِ مسکین چنین کنی، جانا!دو پایم از دو جهان نیز درکشم بی‌تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth