خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای ولوله عشق تو بر هر سر کوییروی تو ببرد از دل ما هر غم رویی
۲
آخر سر مویی به ترحم نگر آن راکآهی بودش تعبیه بر هر بن مویی
۳
کم مینشود تشنگی دیده شوخمبا آن که روان کردهام از هر مژه جویی
۴
ای هر تنی از مهر تو افتاده به کنجیوی هر دلی از شوق تو آواره به سویی
صفحهٔ ۱ از ۲