خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه چشمیم تا برون آییهمه گوشیم تا چه فرمایی
۲
تو نه آن صورتی که بی رویتمتصور شود شکیبایی
۳
من ز دست تو خویشتن بکُشمتا تو دستم به خون نیآلایی
۴
گفته بودی قیامتم بیننداین گروهی محبِ سودایی
صفحهٔ ۱ از ۳