شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گوییجنایت از طرف ماست یا تو بدخویی
۲
تو از نبات گرو برده‌ای به شیرینیبه اتفاق ولیکن نبات خودرویی
۳
هزار جان به ارادت تو را همی‌جویندتو سنگدل به لطافت دلی نمی‌جویی
۴
ولیک با همه عیب از تو صبر نتوان کردبیا و گر همه بد کرده‌ای که نیکویی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth