خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه باز در دلت آمد که مهر برکندیچه شد که یار قدیم از نظر بیفکندی
۲
ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوستهنوز وقت نیامد که بازپیوندی
۳
بود که پیش تو میرم اگر مجال بودوگرنه بر سر کویت به آرزومندی
۴
دری به روی من ای یار مهربان بگشایکه هیچ کس نگشاید اگر تو در بندی
صفحهٔ ۱ از ۳