خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جور بر من میپسندد دلبریزور با من میکند زورآوری
۲
بار خصمی میکشم کز جور اومینشاید رفت پیش داوری
۳
عقل بیچارهست در زندان عشقچون مسلمانی به دست کافری
۴
بارها گفتم بگریم پیش خلقتا مگر بر من ببخشد خاطری
صفحهٔ ۱ از ۳