شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیدم امروز بر زمین قمَریهمچو سروی روان به رهگذری
۲
گوییا بر من از بهشتِ خدایباز کردند بامداد، دری
۳
من ندیدم به راستی همه عمرگر تو دیدی به سرو بر قمری
۴
یا شنیدی که در وجود آمدآفتابی ز مادر و پدری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth