شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۵۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون است حال بستان، ای باد نوبهاری!کز بلبلان برآمد، فریاد بی‌قراری
۲
ای گنج نوشدارو! با خستگان نگه کنمرهم به دست و ما را مجروح می‌گذاری
۳
یا خلوتی برآور یا بُرقَعی فروهِلور نه به شکل شیرین، شور از جهان برآری
۴
هر ساعت از لطیفی، رویت عرق برآردچون بر شکوفه آید باران نوبهاری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth