شعر را زندگی کن
خلوتی با اوحدالدین کرمانی

شمارهٔ ۳۴

الفصل الثانی - فی الاقاویل المختلفة خدمة السلطان

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گفتم که شبی با تو توانم دم زد؟ابرو ز سر خشم خم اندر خم زد
۲
گفتم بخرم به زر وصالت روزیلعلی بگزید و گوهری برهم زد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth