خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز آن دل بنمیرد که تو جانش باشینیکبخت آن که تو در هر دو جهانش باشی
۲
غم و اندیشه در آن دایره هرگز نرودبه حقیقت که تو چون نقطه میانش باشی
۳
هرگزش باد صبا برگ پریشان نکندبوستانی که چو تو سرو روانش باشی
۴
همه عالم نگران تا نظر بخت بلندبر که افتد که تو یک دم نگرانش باشی
صفحهٔ ۱ از ۳