خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۵۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما سپر انداختیم گر تو کمان میکشیگو دل ما خوش مباش گر تو بدین دلخوشی
۲
گر بکُشی بندهایم ور بنوازی رواستما به تو مُستأنسیم تو به چه مُستَوحِشی
۳
گفتی اگر درد عشق پای نداری گریزچون بتوانم گریخت تا تو کمندم کِشی؟
۴
دیده فرودوختیم تا نَه به دوزخ بَرَدباز نگه میکنم، سخت بهشتیوَشی
صفحهٔ ۱ از ۳