خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دو چشم سیهت غارتِ جان کرد مراغم پنهان تو رسوای جهان کرد مرا
۲
بارها عشق تو می گفت که رسوا کُنمتهرچه می گفت غم عشق همان کرد مرا
۳
این نشان بس ز وفا ترک کماندار تو راکه چو تیری به کف آورد نشان کرد مرا
۴
گفتم ای اشک مرو هر طرفی گفت بروکآنکه پرورد بدین گونه روان کرد مرا
صفحهٔ ۱ از ۲