خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنچه بیروی توام گریه به روی آوردهستسیل خون است که از دیده به جوی آوردهست
۲
بادهنوشان تو خرسند به بویی بودندز آن می لعل که ساقی به سبوی آوردهست
۳
با غم عشق تو بیوجه مرا جان دادندل نمیداد ولی زلف تو روی آوردهست
۴
قیمت نکهت زلف تو صبا میداندکه شب تیره از آن راه چو موی آوردهست
صفحهٔ ۱ از ۲