شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عشق جانان در جهان هرگز نبودی کاشکییا چو بود اندر دلم کمتر فزودی کاشکی
۲
آزمودم درد و داغ عشق باری صد هزارهمچو من معشوقه یک ره آزمودی کاشکی
۳
نغنویدم زان خیالش را نمی‌بینم به خوابدیدهٔ گریان من یک شب غنودی کاشکی
۴
از چه ننماید به من دیدار خویش آن دل‌فروزراضیم راضی چنان روی ار نمودی کاشکی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth