خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۳۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ستحور اگر دعویّ رعنایی کند ناآدمی ست
۲
بخت بد بنگر که می پوشد ز من راز تو دلدر میان ما و او با آنکه چندین محرمی ست
۳
دل نشاید بست بر عهد بتان بی وفاکاین بنا را از ازل بنیاد برنا محکمی ست
۴
تا جداییم از رخ چون روز و زلف چون شبتروز با دردم قرار و شب به ناله همدمی ست
صفحهٔ ۱ از ۲