خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیستوگرنه از طرف بنده هیچ مانع نیست
۲
لبت چو دعویِ خون کرد غمزه تیغ کشیدحدیث منطقیان بی دلیل قاطع نیست
۳
ز خدمت سگ کوی تو راحتی دیدمبه مردمی که کریم اند رنج ضایع نیست
۴
به سعی ما سحری دولتی طلوع نکردچه سود کوشش بیچارگان چو طالع نیست
صفحهٔ ۱ از ۲