شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیستوگرنه چیست که عکسی ز نور طلعت او نیست
۲
دلا بسوز که بی سوز دل اگر به حقیقتشمامهٔ نفس مجمر است غالیه بو نیست
۳
طریق موی شکافی چه سود بی خبران راز سرّ آن دهنش چون وقوف یک سر مو نیست
۴
گذار دست سبو ساقیا و پای خمی گیرچرا که چارهٔ کار غمش به دست سبو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth