شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا دل از شوق گل رویت ره صحرا گرفتدر هوای سرو قدّت کار جان بالا گرفت
۲
راست چون سروی ست نخل قامتت بر طرف چشمکز ریاض جان وطن بر ساحل دریا گرفت
۳
خاک کویت را ز آب دیده می دارم نگاهتا نباشد هیچکس را بعد از این بر ما گرفت
۴
ما و سودای سرِ زلفت که در بازار عمرگر رود سرمایه نتوان ترک این سودا گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth