خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۵۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفتچون از او نگشاد کاری پای دیوارش گرفت
۲
سرگران دارد ز خواب ناتوانی غمزهاشباز تا خون کدامین چشم بیدارش گرفت
۳
یارب آن طاووس باغ کیست کز رفتار اوکبک تعلیم خرامیدن ز رفتارش گرفت
۴
هندوی دزد پریشان کار یعنی زلف راسر همی برد و همانا بر سر کارش گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲