شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۵۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بَسَم از هوا گرفتن که پری نماند و بالیبه کجا روم ز دستت؟ که نمی‌دهی مَجالی
۲
نه رَهِ گُریز دارم نه طریق آشناییچه غمْ اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی؟
۳
همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشداگر احتمال دارد به قیامت اتصالی
۴
چه خوش است در فراقی همه عمر صبر کردنبه امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth