خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سروِ بالای تو را شیوه بلا انگیزی ستنرگس چشم تو بیمار ز بی پرهیزی ست
۲
بر قمر قاعدهٔ زلف تو مشک افشانی ستدر شکر شیوهٔ خطّ توعبیر آمیزی ست
۳
سالها شد که ز شوق مه روی تو چو شمعمنِ دل سوخته را داعیهٔ شب خیزی ست
۴
گر ندارد به کف از غمزهٔ شوخت تیغیکار ابروی تو پیوسته چرا خون ریزی ست
صفحهٔ ۱ از ۲