خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۸۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوستبحری ست لطف دوست که گردون حباب اوست
۲
گر صادقی چو صبح مزن جز به مهر دمچون صدق عالمی ست که مهر آفتاب اوست
۳
راه ادب گزین که سزاوار افسر استهرسر که از طریق ادب بر جناب اوست
۴
اندیشه از کشاکش روز حساب نیستآن را که چشم بر کرم بی حساب اوست
صفحهٔ ۱ از ۲