شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۱۱ - استقبال از کمال خجندی

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آنکه به جور از تو تبرّا نتوان کردبی رنج تو راحت ز مداوا نتوان کرد
۲
گر حلقهٔ بازار بلا زلف تو نبوَدسرمایهٔ جان در سر سودا نتوان کرد
۳
آن روز که از صبح وصال تو زند دمروزی ست که اندیشهٔ فردا نتوان کرد
۴
گویم به سگت راز دل خویش ولیکنخود را به سر کویِ تو رسوا نتوان کرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth