خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز آواز نی و فریاد درد انگیز عودبی دلان را در حریم کعبهٔ جان ره نمود
۲
تا مقرّر شد که داغ عشق و سوز هجر چیستدر میان چنگ و نی بسیار شد گفت و شنود
۳
بود داغ عشق بر جان و نبود از جان اثردر ازل این بود ما را حاصل از بود و نبود
۴
گر مرادت دولت باقی ست فانی شو ز خویشکاین حکایت بی عدم بودن نمی گیرد وجود
صفحهٔ ۱ از ۲