شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باشد که ز رخسار ترا پرده برافتدتا بیخبران را سخن عشق در افتد
۲
افتاد سرشک از نظر و خوار شد آریاین است سرانجام کسی کز نظر افتد
۳
برپای تو سر می نهم و اشک بر آن استکاو نیز به عذر آید و در پای سرافتد
۴
رسمی ست بتان را که به رخ پرده بپوشندباشد که به ایّام تو این رسم برافتد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth