خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تابِ خطت قرار ز بخت سیاه بردمهر رخ تو گوی لطافت زماه برد
۲
دل هرکجا که رفت به دعویِّ عشق توبا خویشتن نفیر و فغان را گواه برد
۳
از ما قرار و صبر و دل و دین مدار چشمکاین جمله چشم شوخ تو در یک نگاه برد
۴
این آب روی بس که سرشک ندامتمخواهد ز لوح چهره غبار گناه برد
صفحهٔ ۱ از ۲