شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تاب رویت به فروغ مه تابان ماندسر زلفت به شب تیرهٔ هجران ماند
۲
گر به این قامت و رخسار به گلزار آییسرو پا در گِل و گُل سر به گریبان ماند
۳
می زند لاف سکون عقل ولی چشم تواشبه طریقی برد از راه که حیران ماند
۴
دل آشفتهٔ خود را به تمنّای رختجمع دارم اگر آن زلف پریشان ماند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth