خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی چشم تو جز غارت دینها نکندگویَش از جانب ما تا دگر اینها نکند
۲
سر شوریده به پایت نرسد تا فلکشبر سرِ راه تو یکسان به زمینها نکند
۳
چشمت از شیشهٔ دلها شکند باکی نیستکه تواند که چنان مست چنینها نکند
۴
رو به صرّاف خرد خاتم یاقوت نمایتا به جز مِهرِ تو را مُهر نگینها نکند
صفحهٔ ۱ از ۲