خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا به کی نقد دلم صرف غم هجران شودای اجل تیغی بزن تا کار من آسان شود
۲
شربت وصلی کرم فرما که این رنجور رابیم آن شد کز فراقت حال دیگر سان شود
۳
ای که طوفان را ندیدی باش تا روز فراقاز سحاب دیده سیل اشک ما باران شود
۴
گوی با گوی دل از چوگان زلف او خبرتا چو من او نیز روزی چند سرگردان شود
صفحهٔ ۱ از ۲