شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا ز خاک قَدَمَت باد خبر می‌آردسرمه را دیده کجا پیش نظر می‌آرد
۲
باد صدبار سر زلف تو را جانب رخمی‌برد تا که شبی را به سحر می‌آرد
۳
هر معمّا که به صد خون جگر گفت دلماشک می‌آید و چون آب به در می‌آرد
۴
پا منه بر سرِ آن رهگذر ای دل گستاخسروِ ما را چو از این راه گذر می‌آرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth