خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو نام مستیِ نرگس به بزم باغ برآمدز خاک لالهٔ رعنا به کف ایاغ برآمد
۲
ندید نرگس صاحب نظر ز روی لطافتنظیر روی تو چندان که گرد باغ برآمد
۳
کمند شب رو زلف تو پر دل است از آن روبه دزدیِ دل عشّاق با چراغ برآمد
۴
ز بس که سوخت ز رشک نسیم سنبل زلفتبنفشه را به چمن دود از دماغ برآمد
صفحهٔ ۱ از ۲