خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در چمن دوش به گل بلبل دشوار پسندصفت قدّ تو می گفت به آواز بلند
۲
تا نیِ قند به یاقوت لبت لافی زددست ایّام جدا می کندش بند ز بند
۳
هیچ شک نیست که آشفته دلان بسیارنددر کمند تو، ولی چون من بیچاره کم اند
۴
باز پیوست دل از سنگ ملامت چو شکستگرچه خود جام شکسته نپذیرد پیوند
صفحهٔ ۱ از ۲