خلوتی با خیالی بخارایی
شمارهٔ ۱۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل جز به غمت خاطر خوشنود نداردوز عمر به جز وصل تو مقصود ندارد
۲
بر سوختهٔ آتش غم مرحمتی کنامروز که حلوای لبت دود ندارد
۳
آن بخت که یابم ز دهان تو نشانیبسیار طلب کردم و موجود ندارد
۴
از دست مده نقد دلم را که به آخربسیار پشیمان شوی و سود ندارد
صفحهٔ ۱ از ۲