شعر را زندگی کن
خلوتی با خیالی بخارایی

شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوش می گفتم که ماه این دلفروزی از که دیدجانب رویش اشارت کرد شمع و لب گزید
۲
در صفات گوهر سیراب دندان صدفچون دهن بگشاد از گفتار او دُر می چکید
۳
کاکل و زلفش سیه کاری عجب از سر نهددر سیاست گرچه این را بست و آن را سر برید
۴
آه درد انگیز را از آتش دل فاش کردلاجرم زاین گرم نرمی باید او را برکشید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth